زدست محبوب ، ندانم چونکنم
زدست محبوب ، ندانم چون کنم
زدست محبوب ، ندانم چون کنم
وزهجر رویش ، دیده جیحون کنم
وزهجر رویش ، دیده جیحون کنم
زدست محبوب ، ندانم چون کنم
زدست محبوب ، ندانم چون کنم
وزهجر رویش ، دیده جیحون کنم
وزهجر رویش ، دیده جیحون کنم

یارم چو شمع محفل است دیدن رویش مشکل است
سرو مرا ، پا درگِل است { برخطّ و خالش مایل است }
یار من ، دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی ، آخر تو ز ما کن
یادی ، آخر تو ز ما کن
رفتم برِ آن ماهِرو با او نشستم روبرو گفتم سخنها مو به مو
یار من ، دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
+ نوشته شده در دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۲ ساعت توسط sar salar
|
گاهی