دل به پائـيز نســـپرده ايم
ســراپا اگـــــر زرد و پژمرده ايم
ولى دل به پائـيز نســـپرده ايم
چو گـــلدان خــالى لب پنجــره
پر از خاطــرات تــرک خورده ايم . . .
اگر داغ دل بود، مــا ديــده ايــم
اگر خــون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليــل اســت، آورده ايـم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشــنه دشمــنان، گردنـــيم
اگر خنـــجر دوســــتان، گرده ايم
گواهـــى بخـــواهيد، اينـــــک گواه
همين زخم هايى که نشمرده ايم!
دلى سـر بلـند و ســرى سر به زير
از اين دست عمرى به سر برده ايم
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط sar salar
|
گاهی