کمک به هم نوع
کمک به هم نوع
شیوانا از راهی میگذشت. متوجه شد جمعیتی دور مجروحی جمع شدهاند و با خوشحالی به او نگاه میکنند ولی هیچ کمکی به او نمیکنند. شیوانا خود را از لابلای جمعیت به مجروح رساند و دید او مردی است میانسال و درشت هیکل که از اسب بر زمین سقوط کرده و آسیب سختی دیده است. با تعجب از مردم پرسید: «چرا به او کمک نمیکنید و او را به طبیب نمیرسانید؟»
یکی از بین جمعیت با خوشحالی گفت: «استاد! شما نمیدانید این آدم چقدر پست و رذل است. او باج گیری است که به همهی مردم این دیار ظلم روا داشته و هیچ کس از شر اذیت و آزارهای او در امان نبوده است. او چون دوست کدخدا و افسر امپراتور است هر کاری دلش میخواهد انجام میدهد و هیچ کس هم جرات اعتراض ندارد. الان هم از بس به اسب بیچاره شلاق زد اسب رم کرد و او را این چنین بر زمین کوبید. ما از این بابت بسیار خوشحالیم و امیدواریم که اسب برگردد و باز هم او را با لگد بزند!»
شیوانا سرش را به علامت تاسف تکان داد و گفت: «من اعمال این مرد را تایید نمیکنم. او اگر سالم بود شاید، لایق مجازاتی بسیار بدتر میبود. اما الان آنچه مقابل شماست انسانی است زخمی که عذاب میکشد. اگر به او کمک نکنید در مقابل وجدان و ندای درونی خودتان همیشه سرافکنده خواهید بود که چرا یک انسان را در حال ناتوانی و زجر کشیدن به تماشا نشستهاید و ارزش انسانی خود را زیر سوال بردهاید. اگر شما راست بگویید و او واقعا آدم نادرستی باشد بدانید در این لحظات با جمع کردن شما دور خودش و وادار سازی شما به کمک نکردنش باعث شده است که آخرین و گرانبهاترین داشتههای شما یعنی ارزشهای انسانی و اخلاقی را هم از شما بگیرد و آخرین ضربه را به روح شما وارد سازد. پیشنهاد میکنم او را به درمانگاه برسانید و درمان کنید و بعد به حامیانش خبر دهید که برای بردنش بیایند. با این کار ، شما انسان باقی میمانید و او تا آخر عمر شرمندهی این اخلاق و انسانیت شما خواهد بود.»
تعدادی از مردم متوجهی اشتباه خود شدند. بلافاصله قدم پیش گذاشتند و با کمک شیوانا مرد زخمی را سوار تخت روانی کردند و نزد طبیب بردند. از قضا آن مرد توانست از زخم ، جان سالم به در ببرد و بعد از چند ماه مجددا سالم و سرحال سوار اسب شود.
میگویند از آن به بعد جادههای آن منطقه از راهزن خالی و امنیت کامل بر آن دیار حاکم شد. همه میگفتند مرد درشت هیکل به طور شبانه روزی از آن جادهها نگهبانی میکند تا آسیبی به مردم آن دیار نرسد.
گاهی