تیپ شناسی بزهکاران اجتماعی

 

     تیپ شناسی چیست؟

1)دانشمندان در لزوم طبقه بندی شخصیت ها اتفاق نظر دارند زیرا این عمل موجب تسهیل تحقیق و کلیت یافتن «یعنی جنبه علمی پیدا کردن معلومات به دست آمده »می شود.

 2)تیپ از کلمه  یونانی توپوس به معنای نقش و اثر گرفته شده است ودر اصطلاح به معنای مجموعه ای از صفات و خصوصیات که معمولا هم بدنی هستند و هم روانی و سبب تمایز میان انسان ها می شود است.

 3)تیپ بیشتر مفهومی انتزاعی است یعنی صفات و ویژگی هایی را که دانشمندان دیده اند گروهی از آدمیان در آن اشتراک دارند جدا کرده و در این قالب لفظی جای داده اند .از آن پس افرادی که واجد آن صفات هستند قطع نظر از اختلافاتشان عنوان آن تیپ را پیدا می کنند.

 4)دانشمندان معمولا طبقه بندی تیپ ها را معمولا به دو طریق انجام داده  و می دهند:

•  دسته اول کسانی که از ویژگی های جسمی پی به خصوصیات روانی میبرند.

•  دسته دوم:کسانی که صفات روانی را مدنظر قرار داده و بر مبنای آن تیپ ها  را طبقه بندی می کنند.

چند طبقه بندی دیگر

4)طبقه بندی های مبتنی بر غده های بسته

5)طبقه بندی های مبتنی بر چگونگی عمل سلسله اعصاب

6)طبقه بندی های مبتنی بر بازتاب های شرطی

7)طبقه های مبتنی بر ویژگی های چهره یا قیافه شناسی

8)طبقه بندی های مبتنی بر خصلت ها و صفات روانی

 

طبقه بندی کرچمر:

روانپزشک آلمانی با استفاده از نظریات دانشمندان گذشته به خصوص از نظریات کرپلن ،برای طبقه یبندی شخصیت ها یا به تعبیر دیگر تعیین تیپ های شخصیت سه اصل زیر را مبنای کار خود قرار داد:

1)میان شکل بدن و صغات اصلی روانی همبستگی مثبت وجود دارد.

2)سلامت و ناسلامتی روانی

3)صفات اصلی  شخصیت همان هایی هستند که به صورت شدت یافته در  روان پریشی «شورافسردگی»و روان پریشی «پریشانی شخصیت»(شیزو فرنی)ملاحظه میشوند.

سه دسته اصلی بدنی طبقه بندی کرچمر:

1)فربه تنان

2)لاغر اندامان

3)سخت پیکران

فربه تنان

هنگامی که به میان سالی می رسند دارای قدی متوسط هستند سر وسینه و شکم آن ها نسبت به سلیر اعضای بدنشان رشد بیشتری دارد.صورتی پهن گردنی کوتاه و کلفت و مخصوصا شکمی بر امده دارند معمولا چاق هستند و رشد آن ها از پهنا است.پوست بدنشان متمایل به سرخی است موی سرشان نرم و مستعد برای ریختن ات سلسله اعصاب سمپاتیک ان ها به شدت عمل می کند این دسته استعداد مخصوصی برای بیماری های رماتیسم مزمن تصلب شراین سنگ کلیه و مرض قند دارند .

ویژگی های روانی این دسته:از نظر اخلاقی خوش برخورد اجتماعی خوش خوراک خوش گذران و بذله گو هستند بسیار فعال هستند خوش بین هستند از نظر عقلی نسبت به اصول کلی و منطقی بیگانه هستند ظاهر و باطنشان یکی است کینه در دل نگاه نمی دارند زود به اشخاص و افراد دل می بندند و زود هم دل می کنند .

لاغر اندامان :برعکس فربه تنان لاغر و باریک اندام و در رشدشاه عمودی هستند قفسه سیته آن ها باریک و مسطح است دارای استخوان های برجسته هستند و دنده های آن ها از زیر پوست نمایان است.شکمی فرو رفته صورتی لاغر و دست و پایی دراز دارند .سلسله اعصاب پارا سمپاتیک آن ها برجسته و شدت عمل دارد.مستعد برای بیماری های مثل سل سینه زخم اثنی عشر و احیانا سر درد هستند.

لاغر اندامان از نظر روانی:دیر جوش گوشه گیر خیال باف آرزو پرور ،سخنانشان پرکنایه و نیش دار است کمتر به عالم خارج توجه دارند بیشتر در خود فرو می روند گاهی خودشان را شاد نشان میس دهند و گویی از جمع بودن و معاشرت با دیگران لذت میبرند ولی واقعا غیر از این است.از نظر عقلانی اهل دلیل و منطق هستنذ در عقاید خود تعصب نشان می دهند از نظر فعالیت علمی تزلزل نا پذیر هستند.

سخت پیکران:از نظر بدنی استخوان بندی محکم و عضانی سینه ای فراخ و قامتی نسبتا بلند .

از نظر روانی:دارای فعایت بدنی فراونا و علاقه مندی به ورزش و کوهپیمایی و شرکت در مسابقه ها و پیروزی در آن ها حادثه جو و نترس و پرخاشگر و زوذ گو برتری طلب.غیر حساس نسبتا خونسرد اهل شوخی و بذله گو

تقسیم بندی لومبروزو درمورد مجرمین :  

1) مجرمین عادی یا حرفه ای : این گروه هیچ نقصی در حین تولد ندارند و عاملی که باعث ارتکاب جرم از سوی اینها میشود جامعه است ،اینها دست به تبهکاری می زنند و دائما تکرار میکنند و این برای آن ها عادت شده  در نتیجه حرفه ای میشوند .این گروه مدت قابل توجهی از عمرشان را در زندان هستند .

2) مجرمان اتفاقی : این گروه ذاتا میل به بدی ،جرم و خلاف ندارند . شرایط و اوضاع و احوال خاص، اینها را وادار به ارتکاب جرم می کند .

اینها از لحاظ اخلاقی آدم های ضعیفی هستند و یک عامل خارجی ضعیف این دسته را   به سمت جرم می کشاند.

3) مجرمان احساسی و هیجانی : اینها افرادی هستند که در واکنش به ناموس ، عشق ، وطن و...  اغلب با واکنش های هیجانی اقدام به انجام یکسری اعمال می کنند . این گروه آدم های زود رنج و پر توقع هستند مردانی هستند با قیافه متبوع و چشمانی با حالت و آثاری از جنایت در چهره ندارند بلکه بخاطر مسائلی از قبیل عشق ، وطن ، ناموس عمل مجرمانه انجام می دهند .

4) مجرمان ضعیف و سست عنصر : اینها ذاتا افرادی هستند که زود منحرف می شوند و بنیان شخصیتی قویی ندارند و خوب و  بد را تشخیص نمی دهند . اینها شبیه مجرمان بالفطره هستند اما اگر آنها دارای سرشتی خطا کار باشند  اینها تحت اثر تحقیقات محیطی زود مرتکب جرم میشوند.

5) مجرمان دیوانه و کم عقل: این گروه چون کم عقل و ناقص العقل هستند ، بازیچه و ابزار دست دیگران می شوند و به این خاطر جرم انجام می دهند.

6)مجرمان بالفطره:(criminal born)   یا جانی زاده ، اینها افرادی هستند که یکسری خصلت های فیزیکی و جسمی و دارای تمایلات خاص بوده و سرشت آنها طوری است که جرم و تبهکاری از آنها سر میزند

طبقه بندی شلدن و استیونس:

دانشمندان امریکایی معاصر هستند.آن ها از کرچمر الهام گرفتند ولی از ان جا که مطالعات آن ها دارآی جنبه آماری قوی بود با روش کرچمر کاملا متفاوت بود.شلدن تحقیقات خود را از سال 1940 شروع کرد و در چند کتاب که آخرین آن ها اطلس انسان ها بود و در سال 1954 منتشر شد تحقیقات خود را شرح داده است.

سه مرحله تحقیقات شلدن و استیونس:

1)مرحله مردم شناسی

2)مرحله روانشناسی

۳ )مرحله آماری

 

مرحله مردم شناسی

در ای مرحله هزاران عکس از گروه زیادی از جوانان برهنه در وضعیت های مختلف روبرو نیم رخ های چپ و راست و غیر آن تهیه و به مطالعه و  طبقه بندی ان عکس ها پرداختند و سپس صاحبان ان عکس ها را به اعتبار چگونگی ساختمان ظاهر بدن و این که کدام یک از جنبه های مشروح ذیل در آن ها نمایان تر است به سه گروه تقسیم کردند:

1)جنبه اندرو مورفی:یعنی برجستگی و اهمیت اعضای درونی مانند معده و قلب و شش ها.

2)جنبه مزو مورفی:یعنی رشد و استحکام استخوان ها و عضلات

3)اکتو مورفی:یعنی اهمیت و قدرت سلسله اعصاب

پس از آن به هریک از این سه جنبه بر حسب درجه رشد و نمو آن ها از یک تا هفت نمره دادند که نمره هفت به حد اعلای رشد و قوت و نمره یک به حد اعلای ضعف  و کمی رشد داده شد.

مرحله روانشناسی:در این مرجله که جنبه روانی دارد شلدن و همکارانش کار خود را با 650 صفت یا خصلت روانسی شروع کردند و سر انجام ان  را به 50 صفت تقلیل دادند و این عده را پس از تعیین همبستگی ها خود به سه دسته تقسیم کردند :

الف)ویسروتونیا:

ب)سوماتوتونیا

ج)سربر تونیا

در این مرحله برای این که دانست ازمودنی درکدام یک از گروه ه قرار می کگیرد می توان او را از حیث 60 صفت که بیست صفت برای هریک از گروه ها یا از حیث 30 صفت که ده صفت برای هریک از گروه ها می باشد مورد آزمایش قرار داد و رتبه او را در هریک از آن گروه ها با اعداد یک تا هفت نشان داد .

الف:افرادی که از حیث ویسروتونیا نمره عالی دارند مثلا 711 مردمی هستند ملایم در گفتار و رفتار اهل معاشرت با خلق و خوی مشابه ،خوش خوراک،خوش خواب، زود به اشیا و  اشخاص دل میبندند و زود هم دل می کنند به خود سخت نمیگیرند خشمشان دوامی ندارند و ...از نظر جرمشناسی این افراد معمولا مرتکب جرم نمی شوند مگر ان که بزهکاری ان ها اتفاقی و ناشی از هیجان باشد.

ب)افرادی که در ان ها جنبه سوماتوتونیا قوی است مثلا نمره 171 گرفته اند غالبا ماجرا جو،سیادت طلب،از کار های مخاطره

امیز لذت می برند ،غالبا خود را خشن و پرخاشگر نشان میدهند نیرویی که در آن ها است بی درنگ تبدیل به عمل می شود خستگی ناپذیر هستند و نسبت به احساسات دیگران چندان توجهی ندارند و ...از نظر جرمشناسی این افراد در معرض ارتکاب جرایم خشونت آمیز و بدنی هستند.

ج)افرادی که جنبه سربروتونیا در آن ها قوی است معمولا مردم گریز کم تظاهر و اهل تفکر و حساس و مردد و خود خواه راز دار غالبا محجوب و معتدل راز و نیاز را دوست دارند ،واکنش ان ها سریع است ،بد می خوابند تنهایی را به بودن در جمع ترجیح می دهند محیط های کوچک و بسته را دوست دارند و...از نظر جرمشناسی این افراد کمتر در معرض بزهکاری هستند و در صورتی که مرتکب جرم شوند نوع جرایم آن ها از نوع جرایم علیه اموال است.و در بین جرایم علیه اموال جرایمی که مستلزم کلاهبرداری و حیله و فریب است در آ ن ها محتمل الوقوع تر است.

مرحله سوم:

در مرحله سوم تحقیق که جنبه آماری داشت پزوهندگان خواستند ببینند میان جنبه های سه گانه شکل ظاهر بدن از یک سوی و سه دسته صفات روانی از سوی دیگر چه نوع ارتباط و همبستگی وجود دارد.

جرم شناس دیگری که در این زمینه فعالیت داشت  آقای  هوتونHOOTON    بود که عرصه کار را در داخل تقسیم بندی به شرح بلند قد وکوتاه قد برد ،وی همچنین بلند قد وکوتاه قد را به  دو دسته تنومند و باریک به شرح ذیل تقسیم کرد:

  بلند قد تنومند : جرم شاخصی که انجام می دهند،"آدم کشی بدون قصد قبلی"

 بلند قد باریک : جرم شاخصی که انجام می دهند،"آدم کشی با قصد و برنامه قبلی"

  کوتاه قد تنومند : جرم شاخصی که انجام می دهند،"ارتکاب به جرائمی مثل دزدی ، آدم کشی ، تجاوز و مسائل ناموسی"

کوتاه قد باریک : جرم شاخصی که انجام می دهند، " دزدی و تمایل به راهزنی"

 

طبقه بندی فورنو جردن

دانشمند انگلیسی در کتابی در سال 1890 منتشر ساخت :«منش از لحاظ بدنی و بستگی خانوادگی» آدمیان را در دو دسته قرار می دهد

1-در خود فرو رفتگان :که لاغر اندامند  زود انگیخت هستند و فعالیتشان ذهنی است.

2-کارآوران:دیرانگیخت هستند و تظاهرات  وجودی ان ها در خارج است.

 

طبقه بندی به اعتبار غده های بسته:منش ها یا شخصیت های اختصاصی را به اعتبار چگونگی پارهای از اعمال حیاتی مانند عمل غده های بسته یا عمل سلسله اعصاب نیز طبقه بندی کرده اند از جمله این افراد پاند دانشمند آلمانی است وی برای غده تیروئید در واکنش های روانی وبرای غده های فوق کلیه یا غده های تناسلی در شدت و قوت آن واکنش ها تاثیر فوق العاده قائل شده وبنابراین افراد را به چهار گروه تقسیم کرده است :

 

1-دراز و باریک پر هیجان :غده تیروئید و غده های فوق کلیه اش بیش از اندازه ترشح دارد –دارای واکنش های بدنی و روانی سریع و شدید –بدبین است

2- دراز و باریک وآرام :غده تیروئید بیش از اندازه و فوق کلیه اش کمتر اندازه ترشح می کند-ظاهری پر جوش و خروش دارد ولی واکنش های او فاقد مقاومت هستند

3- کوتاه و پهن پر هیجان :غده تیروئید کمتر از اندازه و فوق کلیه اش بیش اندازه ترشح دارد-واکنش های بدنی نسبتا کند و با بادوام است –در کارها ثابت قدم 

4-کوتاه وپهن آرام :غده تیروئید وفوق کلیه اش کمتر از اندازه ترشح میکند-در واکنش های بدنی و روانی خیلی کند تر از کوتاه وپهن هیجانی هستند 

  طبقه بندی به اعتبار عمل سلسله اعصاب

 به اعتبار این طبقه بندی چند طبقه بندی شده است که یکی از آن ها مربوط به  اپینگر و هس است.این طبقه بندی بر مبنای دو اصل است:

1-اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در اعضایی که پراکنده اند دو اثر متضاد دارند.

2-در پاره ای از افراد اثر اعصاب سمپاتیک دوام واستمرار دارد و در افراد دیگر اثر اعصاب پاراسمپاتیک واجد این خاصیت است، از این روی افراد آدمی دو گروه خواهند بود :

•1)گروه اول از نظر بدنی برای فشار خون و لاغری آمادگی مخصوصی دارند و از نظر روانی دارای واکنش های سریع و سطحی هستند و  زود تحریک می شوند بد می خوابند و ثبات و  دوامی در کار  ندارند .

•2)گروه دوم از نظر بدنی مستعد کمی فشار خون و کندی تنفس هستند آمادگی برای چاقی دارند و از نظر روانی واکنش های آن ها کند و عمیق است و دچار خواب آلودگی و دل واپسی و ضعف و افسردگی هستند .

    

 طبقه بندی به اعتبار باز تاب های شرطی

1)متعادل:که می توانند به آسانی عادت کند به این که در برابر پاره ای وقایع واکنش داشته باشد و از بروز پاره ای واکنش ها ممانعت به عمل آورد.

2)تحریک پذیر:عادات مثبت را به آسانی فرا می گیرد ولی به زحمت می تواند عادت منفی یعنی جلوگیری از واکنش ها را تحصیل نماید.

3)بازداشته:برعکس آدم تحریک پذیر به آسانی عادات منفی را فرا میگیرد ولی از تحصیل عادات مثبت عاجز است

4)بی حس:که هم تحریک ناپذیر است و هم از قدرت بازداشت بی بهره است.

  انتقاد تیپ شناسی یا طبقه بندی شخصیت

 بر تیپ شناسی یا گروه  بندی شخصیها –چه  بر آنها که مبتنی بر شکل ظاهر بدن یا اعمال حیاتی هستند و چه بر آنها که مستقیما بر پایه خصایص و صفات روانی قرار دارند _اشکالاتی وارد کرده اند:

1).تیپ شناسی لمبروزو، که افراد جنایتکار را از روی شکل ظاهر بعضی از قسمت های بدن از افراد سالم بهنجار جدا می کند ،و گروه بندی های مشابهی که شکل سر و وضع قیافه و شکل بینی یا پیشانی و نوع چشم ها و تنگی و فراخی سینه را مبنای عمل قرار می دهند و از این صفات صوری حکم به سیرت اشخاص می کنند ، گفته شده است که هیچ کدام قابل اعتماد نیستند.

2)تیپ شناسی یا گروه بندی های جدی تری هم که مبتنی بر مطالعات دقیق روان پزشکی و روان درمانی هستند ،مانند تیپ شناسی های کرچمر و شلدن و همینس و ویرسما ،نیز کاملا از انتقاد برکنار نیستند و نمی توانند شخصیت افراد را به وجه دقیق و کامل بشناسانند .زیرا همه مردمان را در چند طبقه یا زیر عنوان چند نمونه یا تیپ محدود جای دادن ،سبب می شود که صفات نسبتا مهم دیگری که در هر تیپ میان افراد کثیری از آن تیپ مشترک هستند مورد غفلت قرار گیرند.بنابر این کافی نیست گفته شود فلان شخص در گروه فربه تنان یا ویسروتونیا ها یا تند کاران یا برون گرایان است.زیرا او علاوه بر این خصلت برجسته دارای صفات و خصیصه های دیگری است که او را از بسیاری از افراد ان تیپ یا طبقه ممتاز می سازد

3)گذشته از این ،شکل ظاهر بدن که پایه و اساس برخی از مهم ترین تیپ شناسی ها قرار گرفته ، ممکن است با رژیم غذایی و یا وسایل دیگر تغییر کند مثلا کسی که در زمره فربه تنان یا آندرو مورف ها بوده لاغر اندام یا آکتومورف شود ، در این جا این سوال پیش می آید که آیا این فرد ازنظر صفات روانی و به طور کلی از نظر شخصیت دگرگونی حاصل کرده است؟

4)انتقاد دیگری که میتوان کرد این است که به فرض این که برای رفع عیب تعداد کم تیپ ها، برشماره های تیپ های اصلی بیفزایند باز جای ایرادی باقی خواهد ماند ،زیرا افرا آدمی علاوه بر صفات و خصلت های فلان تیپ یا طبقه معین ،کم و بیش دارای پاره ای صفات اختصاصی بعضی صفات دیگر نیز هستند و از این رو معرفت کافی به شخصیت هیچ کس میسر نخواهد بود مگر این که آن صفات و خصایص نیز در نظر گرفته شوند